جمعه، فروردین ۰۴، ۱۳۹۱

چه شده است؟ - ?What's Going On

فهرست مطالب این پست:
-معرفی آهنگ
-لینک دانلود آهنگ
-متن شعر
-ترجمه فارسی
-درباره آهنگ


معرفی آهنگ:

نام آهنگ: What's Going On
خواننده: Marvin Gaye
آلبوم: What's Going On
ژانر: Soul
سال ارائه: 1971
شاعر: Alfred Cleveland, Ronald Benson
آهنگساز: Alfred Cleveland, Marvin Gaye
 
 
 
 

سوار بر آذرخش - Ride The Lightning

فهرست مطالب این پست:

-معرفی آهنگ
-لینک دانلود آهنگ و ویدیو کلیپ
-متن شعر
-ترجمه شعر
-درباره آهنگ


معرفی آهنگ:

نام آهنگ: Ride The Lightning
خواننده: Metallica
آلبوم: Ride The Lightning
تاریخ ارائه: 1984
آهنگساز و شاعر: James Hettfield, Lars Ulrich
ژانر: Heavy Metal






اکثریت بی فکر - The unthinking majority


فهرست مطالب این پست:

-معرفی آهنگ
-شعر و ترجمه شعر
-ویدیو و لینک دانلود
-نظر شخصی من درمورد آهنگ
-Acknowledgment




معرفی آهنگ:

نام آهنگ: The Unthinking Majority
خواننده: Serj Tankian
شاعر و آهنگساز: Serj Tankian
آلبوم: Elect the Dead
سال ارائه: 2007


 
 

تغییر در راه است - A Change Is Gonna Come

فهرست مطالب این پست:

-معرفی آهنگ
-لینک دانلود فایل صوتی و ویدیو
-متن شعر
-ترجمه فارسی
-نظر شخصی من درمورد آهنگ



معرفی آهنگ:
.نام آهنگ: A change is gonna come
خواننده: Sam Cooke
آلبوم: A Change Is Gonna Come
سال ارائه: 1964
ژانر: Rythm & Blues
آهنگساز: Sam Cooke
تهیه کننده: RCA Records


ریویل

مهرک گلستان با نام مستعار ریویل (به انگلیسی: Reveal) خواننده رپ ایرانی تبار انگلیسی است.[۱] وی فرزند کاوه گلستان عکاس، خبرنگار و هنرمند ایرانی است.او همکاری های زیادی با خوانندگان رپ فارسی دارد.او در سال ۲۰۱۱ شعری در مورد شورش های انگلستان خواند.

ریویل از دوران نوجوانی در مسابقات بتل رپ انگلیس شروع به فعالیت کرد و چندین بار مقام آورد. شروع کارش با رپخوان های ایرانی با آهنگ "تیریپ ما" بهمراه هیچکس بود که سال ۸۳ منتشر شد. همچنین او یکی از اعضای گروه رپ "پویزنس پوئتس" (Poisonous Poets) بود. جدا از کارهای شخصی اش با گروه پویزنس پوئتس چندین آهنگ با رپخوان های فارسی مثل هیچکس ، عرفان ، قاف ، ۷خط و... در کارنامه کاری اش دارد.

سه‌شنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۱

ترانۀ «نه خدا، نه ارباب!»


موسیقی رپ

گروه کانای (بی سروپا)

[نام کانای یادآور ترانۀ «بیداری طبقۀ کارگر» است ساختۀ دارسیه و ژان باتیست کلمان در١٨٧١]

www.youtube.com/watch?v=2JKYQQtAn0I

[معرفی ترانه همراه با متن فرانسوی: تقدیم به بچه های رپ در ایران و خارج]
بگو ببینم راستی راستی ایمون دیوونه وار به چه درد می خوره؟ من که نمی­دونم چی بگم، دندان قروچه می رم، خیلی تکان دهنده­س، وقت تلف کردنه، به انتظار باد نشستنه، پافشاری نادرسته، با این که می بینیم حقیقت از پرده بیرون زده. اما اگر که بگید اصل ما از کجاس؟ من می گم: از بیگ بانگ، از تکامل، همه با کینگ کنگ برادریم. هر که غیر از این بگه دیوونه س. داداش! همه جزء پستان دارانیم، فقط عقل هم داریم، همین.
نه خدا، نه ارباب!

من و تو، درخت و بارون . . .

به زبان محاوره و شکسته‌نویسی «احمد شاملو» را در شعر، بیشتر با سروده‌هایی چون «پریا» و «قصۀ دخترای ننه دریا» به‌یاد داریم. خود او در این باره گفته است:

«این دو افسانه‌ی منظوم دو سیاه مشق از دوره‌ای است مربوط به سال 1332 در این زمینه که آیا می‌توان گه‌گاه برای شعر از زبان محاوره بهره ‌جُست یا نه. البته من خود به شتاب از ادامه‌ی ای کار به دلیل محدودیت زبان محاوره چشم پوشیدم و بدین کار ادامه ندادم.»

ده سالی بعد از این سیاه مشق‌ها که بعدها شد سرمشق بسیاری از شاعران دیگر در سرودن «شعرهای کودکانه»، احمد شاملو یک‌بار دیگر شعر «من و تو، درخت و بارون» را به زبان محاوره سرود. عاشقانه‌ای صمیمی و لطیف، که در مجموعۀ «آیدا در آیینه» چاپ و منتشر شد.
 
به زبان محاوره و شکسته‌نویسی «احمد شاملو» را در شعر، بیشتر با سروده‌هایی چون «پریا» و «قصۀ دخترای ننه دریا» به‌یاد داریم. خود او در این باره گفته است:

«این دو افسانه‌ی منظوم دو سیاه مشق از دوره‌ای است مربوط به سال 1332 در این زمینه که آیا می‌توان گه‌گاه برای شعر از زبان محاوره بهره ‌جُست یا نه. البته من خود به شتاب از ادامه‌ی ای کار به دلیل محدودیت زبان محاوره چشم پوشیدم و بدین کار ادامه ندادم.»

آنجا که ترانه بر دیکتاتور پیروز است


نه برای خواندن است كه می‏خوانم
و نه برای عرضه صدایم، نه!
من آن شعر را با آواز می‏خوانم
كه گیتار پر احساسم می‏سراید
چرا كه ترانه آن زمانی معنا می‏یابد
كه قلبش نیز دردمندانه در تپش باشد
و انسانی آن ترانه را بسراید
كه سرود خوانان شهادت را پذیرا باشد
در آن شبان كه ابلیسان پیروز مست سور عزای خلقی را به چله نشسته‏اند و خلق، گریزان و حیران سرپناهی می‏جوید، برای در امان بودن و نه سنگری برای امان بریدن از شب، هستند ستارگانی كه از یاد برده‏اند انسان بودن تجسد وظیفه است، آنان كه فریاد زدند قلب را شایسته‏تر آن كه به هفت شمشیر عشق در خون نشیند و گلو را بایسته‏تر آن كه زیباترین نام‏ها را بگوید. آنان زیباترین كلام - آزادی را - بر رخ تاریخ نشانه زدند و با طبل پر طنینشان به گوش كر شب‏نشینان فریاد زدند آی خلایق این شب نماندنی است اما ابلیس‏زادگان از ناباوری سحر هر جا نور سپیده‏ای یافتند آن را به خون آغشتند تا شب ماندگار شود گو این که چندی نگذشت که از شب چیزی جز خون نماند و خون‏ها جنین بست و آزادی زایید.