جمعه، فروردین ۰۴، ۱۳۹۱
ریویل
مهرک گلستان با نام مستعار ریویل (به انگلیسی: Reveal) خواننده رپ ایرانی تبار انگلیسی است.[۱] وی فرزند کاوه گلستان عکاس، خبرنگار و هنرمند ایرانی است.او همکاری های زیادی با خوانندگان رپ فارسی دارد.او در سال ۲۰۱۱ شعری در مورد شورش های انگلستان خواند.
ریویل از دوران نوجوانی در مسابقات بتل رپ انگلیس شروع به فعالیت کرد و چندین بار مقام آورد. شروع کارش با رپخوان های ایرانی با آهنگ "تیریپ ما" بهمراه هیچکس بود که سال ۸۳ منتشر شد. همچنین او یکی از اعضای گروه رپ "پویزنس پوئتس" (Poisonous Poets) بود. جدا از کارهای شخصی اش با گروه پویزنس پوئتس چندین آهنگ با رپخوان های فارسی مثل هیچکس ، عرفان ، قاف ، ۷خط و... در کارنامه کاری اش دارد.
سهشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۱
ترانۀ «نه خدا، نه ارباب!»
موسیقی رپ
گروه کانای (بی سروپا)
[نام کانای یادآور ترانۀ «بیداری طبقۀ کارگر» است ساختۀ دارسیه و ژان باتیست کلمان در١٨٧١]
www.youtube.com/watch?v=2JKYQQtAn0I
[معرفی ترانه همراه با متن فرانسوی: تقدیم به بچه های رپ در ایران و خارج]
گروه کانای (بی سروپا)
[نام کانای یادآور ترانۀ «بیداری طبقۀ کارگر» است ساختۀ دارسیه و ژان باتیست کلمان در١٨٧١]
www.youtube.com/watch?v=2JKYQQtAn0I
[معرفی ترانه همراه با متن فرانسوی: تقدیم به بچه های رپ در ایران و خارج]
بگو ببینم راستی راستی ایمون دیوونه وار به چه درد می خوره؟ من
که نمیدونم چی بگم، دندان قروچه می رم، خیلی تکان دهندهس، وقت تلف کردنه، به
انتظار باد نشستنه، پافشاری نادرسته، با این که می بینیم حقیقت از پرده بیرون زده.
اما اگر که بگید اصل ما از کجاس؟ من می گم: از بیگ بانگ، از تکامل، همه با کینگ
کنگ برادریم. هر که غیر از این بگه دیوونه س. داداش! همه جزء پستان دارانیم، فقط
عقل هم داریم، همین.
نه خدا، نه ارباب!
من و تو، درخت و بارون . . .
به زبان محاوره و شکستهنویسی «احمد شاملو» را در شعر،
بیشتر با سرودههایی چون «پریا» و «قصۀ دخترای ننه دریا» بهیاد داریم. خود او در این باره گفته است:
«این دو افسانهی منظوم دو سیاه مشق از دورهای است مربوط به سال 1332 در این زمینه که آیا میتوان گهگاه برای شعر از زبان محاوره بهره جُست یا نه. البته من خود به شتاب از ادامهی ای کار به دلیل محدودیت زبان محاوره چشم پوشیدم و بدین کار ادامه ندادم.»
ده سالی بعد از این سیاه مشقها که بعدها شد سرمشق بسیاری از شاعران دیگر در سرودن «شعرهای کودکانه»، احمد شاملو یکبار دیگر شعر «من و تو، درخت و بارون» را به زبان محاوره سرود. عاشقانهای صمیمی و لطیف، که در مجموعۀ «آیدا در آیینه» چاپ و منتشر شد.
«این دو افسانهی منظوم دو سیاه مشق از دورهای است مربوط به سال 1332 در این زمینه که آیا میتوان گهگاه برای شعر از زبان محاوره بهره جُست یا نه. البته من خود به شتاب از ادامهی ای کار به دلیل محدودیت زبان محاوره چشم پوشیدم و بدین کار ادامه ندادم.»
ده سالی بعد از این سیاه مشقها که بعدها شد سرمشق بسیاری از شاعران دیگر در سرودن «شعرهای کودکانه»، احمد شاملو یکبار دیگر شعر «من و تو، درخت و بارون» را به زبان محاوره سرود. عاشقانهای صمیمی و لطیف، که در مجموعۀ «آیدا در آیینه» چاپ و منتشر شد.
به زبان محاوره و شکستهنویسی «احمد شاملو» را در شعر،
بیشتر با سرودههایی چون «پریا» و «قصۀ دخترای ننه دریا» بهیاد داریم. خود او در این باره گفته است:
«این دو افسانهی منظوم دو سیاه مشق از دورهای است مربوط به سال 1332 در این زمینه که آیا میتوان گهگاه برای شعر از زبان محاوره بهره جُست یا نه. البته من خود به شتاب از ادامهی ای کار به دلیل محدودیت زبان محاوره چشم پوشیدم و بدین کار ادامه ندادم.»
«این دو افسانهی منظوم دو سیاه مشق از دورهای است مربوط به سال 1332 در این زمینه که آیا میتوان گهگاه برای شعر از زبان محاوره بهره جُست یا نه. البته من خود به شتاب از ادامهی ای کار به دلیل محدودیت زبان محاوره چشم پوشیدم و بدین کار ادامه ندادم.»
آنجا که ترانه بر دیکتاتور پیروز است
نه
برای خواندن است كه میخوانم
و نه برای عرضه صدایم، نه!
من آن شعر را با آواز میخوانم
كه گیتار پر احساسم میسراید
چرا كه ترانه آن زمانی معنا مییابد
كه قلبش نیز دردمندانه در تپش باشد
و انسانی آن ترانه را بسراید
كه سرود خوانان شهادت را پذیرا باشد
و نه برای عرضه صدایم، نه!
من آن شعر را با آواز میخوانم
كه گیتار پر احساسم میسراید
چرا كه ترانه آن زمانی معنا مییابد
كه قلبش نیز دردمندانه در تپش باشد
و انسانی آن ترانه را بسراید
كه سرود خوانان شهادت را پذیرا باشد
در
آن شبان كه ابلیسان پیروز مست سور عزای خلقی را به چله نشستهاند و خلق، گریزان و
حیران سرپناهی میجوید، برای در امان بودن و نه سنگری برای امان بریدن از شب،
هستند ستارگانی كه از یاد بردهاند انسان بودن تجسد وظیفه است، آنان كه فریاد زدند
قلب را شایستهتر آن كه به هفت شمشیر عشق در خون نشیند و گلو را بایستهتر آن كه
زیباترین نامها را بگوید. آنان زیباترین كلام - آزادی را - بر رخ تاریخ نشانه
زدند و با طبل پر طنینشان به گوش كر شبنشینان فریاد زدند آی خلایق این شب نماندنی
است اما ابلیسزادگان از ناباوری سحر هر جا نور سپیدهای یافتند آن را به خون
آغشتند تا شب ماندگار شود گو این که چندی نگذشت که از شب چیزی جز خون نماند و
خونها جنین بست و آزادی زایید.
چهارشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۹۰
گریلا گرلز
گِریلا گرلز[۱] (دختران پارتیزان) گروه متنوعی از هنرمندان، نویسندگان و فیلمسازان فمینیست (اغلب رادیکال فمینیست) هستند که از دهه ۱۹۸۰ در نیویورک گرد آمدند[۲]. آنها برای استفاده از هنر اعتراضی[۳] جهت ارتقای زنان و اقلیتهای نژادی در هنر شهرت دارند[۴].
معرفی
در حال حاضر اعضای این گروه افراد متنوعی از نظر سنّی و نژادی هستند که با نام مستعار شناخته میشوند. نام مستعار آنها برگرفته از زنان هنرمند و نویسنده قدیمی مانند فریدا کالو، اوا هس[۵]، آلیس نیل، پائولا مادرسون بکر[۶] و … است. تعداد اعضای گروه نیز بر دیگران پوشیده است[۲]. اعضای اصلی گروه همیشه هنگامی که به عنوان گریلا گرلز در اجتماعها ظاهر میشوند ماسک گوریل بر چهره دارند و خیلی وقتها دامن کوتاه با جوراب شلواری توری میپوشند[۴]. صورتکهای گوریلی آنها یکی از تاکتیکها و استراتژیهایی بود که برای بخشیدن معنای جدیدی به فمینیسم به کار بردند [۲].
آثار بصری این گروه تلفیقی پرشور و حرارت از گرافیک و متن است. آنها در این آثار دیدگاههای فمینیستی خود را با طنزی تکاندهنده بیان میکنند. از هدفهای آنها، جذب مخاطبانی که ابتدا به مخالفت میپردازند به وسیله طنز آثارشان و اندیشیدن درباره موضوع و تغییر نظر مخاطب است. دختران پارتیزان میخواهند واژه فمینیست چنان اعاده شود که هر کسی که به اصول آن معتقد است (فرصتهای مساوی، پایان یافتن تبعیض جنسی، دسترسی برابر به آموزش و حقوق انسانی برای زنان در تمام جهان) با رضایت کامل خود را فمینیست بنامد[۲]
تاریخچه
در سال ۱۹۸۵ در نیویورک نمایشگاهی به نام «همایش بینالمللی نقاشی و مجسمهسازی» برگزار شد که از بین ۱۶۹ هنرمند شرکت داده شده در آن فقط ۱۳ نفر زن بودند و از نظر نژادی نیز تمام هنرمندان سفیدپوستانی از آمریکا یا اروپا بودند. این موضوع به اندازه کافی بد بود اما علاوه بر آن، متصدی نمایشگاه عنوان کرده بود هر هنرمندی که آثارش در این نمایشگاه نیست باید درباره شغلش تجدید نظر کند. این تعصب، هنرمندان بسیاری را رنجاند. [۷]. زنان هنرمند مقابل در موزه تجمعی اعتراض آمیز برگزار کردند اما بازدیدکنندگان چندان اهمیتی به آنان نشان ندادند. گریلا گرلز با تجربهای که به دست آوردند برآن شدند که فعالیت منسجمی برای شرمنده کردن جو حاکم بر جامعه هنری آغاز کند. آنها فعالیت خود را با بزرگ کردن و نشان دادن کوتاهیهای مجموعهداران، نگارخانهداران و دیگر هنرمندان، با نصب پوسترهایی بر دیوارهای محله سوهو در نیویورک آغاز کردند. اما امروزه فعالیتشان بسیار گستردهتر است و تورهای جهانی نیز برگزار میکنند [۲].
پروژههای جدید آنان به سوی پژوهش و نقد وضعیت فرهنگی مناطق مختلف و تاثیر آن بر وقایع هنری رفته است. مثلا بررسی دوسالانه هنر در ونیز، وضعیت زنان هنرمند در ترکیه و واشنگتن[۲].
راهکارها
گریلا گرلز طی ۱۴ سال بیش از ۷۰ پوستر اعتراضی طراحی کرد (که موزهها و نگارخانهها آنها را جمعآوری کردهاند)، تظاهراتی علیه تبعیض جنسی و نژادپرستی در دنیای هنر برپا کرد، به نقد هالیوود و صنعت فیلمسازی آن، فرهنگهای عامه پسند، قالبها و کلیشههای رفتاری جنسیتی و فساد در دنیای هنر، مسایل سیاسی از جنگ خلیج فارس گرفته تا سقط جنین و بیخانمانی و تجاوز جنسی پرداخت. تمرکز این گروه بر بهبود بخشیدن به وضعیت سیاسی بوده است. فعالیتهای آنها با سخنرانی در موزهها و مدرسههای سراسر دنیا ادامه یافت [۲].
دختران پارتیزان برای رساندن پیام خود از پوستر، بیل بوردها، آگهیهای روی بدنه اتوبوسها، بخش آگهی مجلات و فرستادن نامههای اعتراض آمیز استفاده میکردند. آنها برای نمایاندن مکانیزمهای واقعی و پنهان بازار هنر، مراسم اهدای جایزه ساختگی و نمادین برپا میکردند. آنان اکنون وبسایت اینترنتی دارند و کتاب منتشر میکنند. همچنان به طراحی پوستر میپردازند و سفرهای جهانی دارند. در این سفرها فعالیتهای خود را معرفی کرده و با گروههای دیگر گریلا گرلز در کشورهای دیگر همکاری میکنند[۲][۸].
از کارها و پوسترهای گریلا گرلز در فیلم Itty Bitty Titty Committee محصول سال ۲۰۰۷، استفاده شده است[۹] .
↑ Guerrilla Art
↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Wikipedia contributors, Wikipedia, The Free Encyclopedia, "Guerrilla Girls" (accessed May 2, 2008).
↑ Eva Hesse
↑ Paula Modersohn-Becker
↑ نشریه روانشناسی و هنر، برگرفته از گفتگوی سوزی گابلیک (منتقد هنری، نقاش و تاریخنگار) با اعضای گروه گریلا گرلز
منابع
«پرونده:۱۱ زن هنرمند جهان». ج. سال اول. آذر و دی ۱۳۸۶. ص.۴ تا ۳۸.
مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Guerrilla Girls»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۶ ژوئن ۲۰۱۱).
پیوند به بیرون
سیزده ((به دلاوران سیاهکل))
رسولان پرسیدند: «ایمان ما را زیاد کن!»
خداوند پاسخ داد: «اگر شما به اندازهی دانهی خردلی ایمان میداشتید،
میتوانستید به این درخت توت بگویید از ریشه در بیا و در دریا کاشته شو!
پس آنگاه، درخت چنان میکرد که میخواستید.» [کتاب مقدس]
و درختانِ تناور ما رفتند و رفتند تا جنگل شدند.
و از اینروست که از پسِ غیبتشان، جنگل، همیشه تنسرخ است.
خداوند پاسخ داد: «اگر شما به اندازهی دانهی خردلی ایمان میداشتید،
میتوانستید به این درخت توت بگویید از ریشه در بیا و در دریا کاشته شو!
پس آنگاه، درخت چنان میکرد که میخواستید.» [کتاب مقدس]
و درختانِ تناور ما رفتند و رفتند تا جنگل شدند.
و از اینروست که از پسِ غیبتشان، جنگل، همیشه تنسرخ است.
به دلاوران سیاهکل
سیزده
سیزده هفتهی پیش
سیزده موشِ سیاه
سیزده کفشِ تمامی سوراخ
در علفها دیدند
و چه بیشرمانه
همه را بلعیدند.
سیزده موشِ سیاه
سیزده کفشِ تمامی سوراخ
در علفها دیدند
و چه بیشرمانه
همه را بلعیدند.
اشتراک در:
پستها (Atom)

