چهارشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۹۰

گریلا گرلز

گِریلا گرلز[۱] (دختران پارتیزان) گروه متنوعی از هنرمندان، نویسندگان و فیلم‌سازان فمینیست (اغلب رادیکال فمینیست) هستند که از دهه ۱۹۸۰ در نیویورک گرد آمدند[۲]. آنها برای استفاده از هنر اعتراضی[۳] جهت ارتقای زنان و اقلیت‌های نژادی در هنر شهرت دارند[۴].

معرفی 
در حال حاضر اعضای این گروه افراد متنوعی از نظر سنّی و نژادی هستند که با نام مستعار شناخته می‌شوند. نام مستعار آنها برگرفته از زنان هنرمند و نویسنده قدیمی مانند فریدا کالو، اوا هس[۵]، آلیس نیل، پائولا مادرسون بکر[۶] و … است. تعداد اعضای گروه نیز بر دیگران پوشیده است[۲]. اعضای اصلی گروه همیشه هنگامی که به عنوان گریلا گرلز در اجتماع‌ها ظاهر می‌شوند ماسک گوریل بر چهره دارند و خیلی وقت‌ها دامن کوتاه با جوراب شلواری توری می‌پوشند[۴]. صورتک‌های گوریلی آنها یکی از تاکتیک‌ها و استراتژی‌هایی بود که برای بخشیدن معنای جدیدی به فمینیسم به کار بردند [۲].
آثار بصری این گروه تلفیقی پرشور و حرارت از گرافیک و متن است. آنها در این آثار دیدگاه‌های فمینیستی خود را با طنزی تکان‌دهنده بیان می‌کنند. از هدف‌های آنها، جذب مخاطبانی که ابتدا به مخالفت می‌پردازند به وسیله طنز آثارشان و اندیشیدن درباره موضوع و تغییر نظر مخاطب است. دختران پارتیزان می‌خواهند واژه فمینیست چنان اعاده شود که هر کسی که به اصول آن معتقد است (فرصت‌های مساوی، پایان یافتن تبعیض جنسی، دسترسی برابر به آموزش و حقوق انسانی برای زنان در تمام جهان) با رضایت کامل خود را فمینیست بنامد[۲]



تاریخچه
در سال ۱۹۸۵ در نیویورک نمایشگاهی به نام «همایش بین‌المللی نقاشی و مجسمه‌سازی» برگزار شد که از بین ۱۶۹ هنرمند شرکت داده شده در آن فقط ۱۳ نفر زن بودند و از نظر نژادی نیز تمام هنرمندان سفیدپوستانی از آمریکا یا اروپا بودند. این موضوع به اندازه کافی بد بود اما علاوه بر آن، متصدی نمایشگاه عنوان کرده بود هر هنرمندی که آثارش در این نمایشگاه نیست باید درباره شغلش تجدید نظر کند. این تعصب، هنرمندان بسیاری را رنجاند. [۷]. زنان هنرمند مقابل در موزه تجمعی اعتراض آمیز برگزار کردند اما بازدیدکنندگان چندان اهمیتی به آنان نشان ندادند. گریلا گرلز با تجربه‌ای که به دست آوردند برآن شدند که فعالیت منسجمی برای شرمنده کردن جو حاکم بر جامعه هنری آغاز کند. آنها فعالیت خود را با بزرگ کردن و نشان دادن کوتاهی‌های مجموعه‌داران، نگارخانه‌داران و دیگر هنرمندان، با نصب پوسترهایی بر دیوارهای محله سوهو در نیویورک آغاز کردند. اما امروزه فعالیتشان بسیار گسترده‌تر است و تورهای جهانی نیز برگزار می‌کنند [۲].
پروژه‌های جدید آنان به سوی پژوهش و نقد وضعیت فرهنگی مناطق مختلف و تاثیر آن بر وقایع هنری رفته است. مثلا بررسی دوسالانه هنر در ونیز، وضعیت زنان هنرمند در ترکیه و واشنگتن[۲].
راهکارها 
گریلا گرلز طی ۱۴ سال بیش از ۷۰ پوستر اعتراضی طراحی کرد (که موزه‌ها و نگارخانه‌ها آن‌ها را جمع‌آوری کرده‌اند)، تظاهراتی علیه تبعیض جنسی و نژادپرستی در دنیای هنر برپا کرد، به نقد هالیوود و صنعت فیلمسازی آن، فرهنگ‌های عامه پسند، قالب‌ها و کلیشه‌های رفتاری جنسیتی و فساد در دنیای هنر، مسایل سیاسی از جنگ خلیج فارس گرفته تا سقط جنین و بی‌خانمانی و تجاوز جنسی پرداخت. تمرکز این گروه بر بهبود بخشیدن به وضعیت سیاسی بوده است. فعالیتهای آنها با سخنرانی در موزه‌ها و مدرسه‌های سراسر دنیا ادامه یافت [۲].
دختران پارتیزان برای رساندن پیام خود از پوستر، بیل بوردها، آگهی‌های روی بدنه اتوبوس‌ها، بخش آگهی مجلات و فرستادن نامه‌های اعتراض آمیز استفاده می‌کردند. آنها برای نمایاندن مکانیزم‌های واقعی و پنهان بازار هنر، مراسم اهدای جایزه ساختگی و نمادین برپا می‌کردند. آنان اکنون وب‌سایت اینترنتی دارند و کتاب منتشر می‌کنند. همچنان به طراحی پوستر می‌پردازند و سفرهای جهانی دارند. در این سفرها فعالیتهای خود را معرفی کرده و با گروه‌های دیگر گریلا گرلز در کشورهای دیگر همکاری می‌کنند[۲][۸].

از کارها و پوسترهای گریلا گرلز در فیلم Itty Bitty Titty Committee محصول سال ۲۰۰۷، استفاده شده است[۹] .




↑ در منابع فارسی گوریلا گرلز نیز نوشته می‌شود. -نشریه روان‌شناسی و هنر
↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ ۲٫۷ نشریه روان‌شناسی و هنر
↑ Guerrilla Art
↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Wikipedia contributors, Wikipedia, The Free Encyclopedia, "Guerrilla Girls" (accessed May 2, 2008).
↑ Eva Hesse
↑ Paula Modersohn-Becker
↑ نشریه روان‌شناسی و هنر، برگرفته از گفتگوی سوزی گابلیک (منتقد هنری، نقاش و تاریخ‌نگار) با اعضای گروه گریلا گرلز

منابع 
«پرونده:۱۱ زن هنرمند جهان». ج. سال اول. آذر و دی ۱۳۸۶. ص.۴ تا ۳۸.
مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Guerrilla Girls»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۶ ژوئن ۲۰۱۱).
پیوند به بیرون 



سیزده ((به دلاوران سیاهکل))

رسولان پرسیدند: «ایمان ما را زیاد کن!»
                          خداوند پاسخ داد: «اگر شما به اندازه‌ی دانه‌ی خردلی ایمان می‌داشتید،
                          می‌توانستید به این درخت توت بگویید از ریشه در بیا و در دریا کاشته شو!
                          پس آن‌گاه، درخت چنان می‌کرد که می‌خواستید.» [کتاب مقدس]
                                                                                                                         
                          و درختانِ تناور ما رفتند و رفتند تا جنگل شدند.
                          و از این‌روست که از پسِ غیبت‌شان، جنگل، همیشه تن‌سرخ است.
 

                        به دلاوران سیاهکل
سیزده
سیزده هفته‌ی پیش
سیزده موشِ سیاه
سیزده کفشِ تمامی سوراخ
                در علف‌ها دیدند
                              و چه بی‌شرمانه
                                             همه را بلعیدند.

با چراغ ترانه در کوچه باغه خاطره

  این مطلب از سایت پرند بر روی سایت قرار می گیرد وبا ذکر نام پیشنهاد می نماییم کار های بیشتری از این سایت دیدن کنید.
می‌دانیم ترانه فرآورده‌ای است از «کلام»، «آهنگ» و «صدا». دست اندر کاری در هر یک از این سه هنر، تخصص می‌خواهد و اهل فن خود را می‌طلبد.
برای ساخت و تولید ترانه اما همیشه این مثلث لزوما سه‌گوش نیست! گاه آن‌که آهنگ‌ را می‌سازد ترانه‌سرا هم هست [چهانبخش پازوکی] یا خواننده‌ای که آهنگ ترانه‌اش را هم خودش ساخته [حسن شماعی‌زاده]، یا شعر ترانه‌اش را خود سروده و می‌خواند [شهیار قنبری] و یا حتا کسانی که یک تنه کار هر سه چهار نفر را می‌کنند! شعر را می‌سرایند؛ آهنگ را می‌سازند؛ سازش را می‌نوازند و خودشان هم می‌خوانند [فرامرز اصلانی، زیبا شیرازی].

شنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۹۰

يادمان جهان پهلوان «غلامرضا تختي»


دارکوب سرخ (شعری از لوئی آراگون) آواز از: لنوفره

 آفیش سرخ [۱] اشاره به شعری است که لویی آراگون [۲] رمان‌نویس و شاعر سورئالیست فرانسوی در وصف پارتیزان‌های خارجی که در مبارزه علیه نازی‌ها در فرانسه تیرباران شدند، سروده است.
این شعر را خوانندگان مشهوری ازجمله لئو فره [۳] خوانده‌اند. آفیش سرخ را به فارسی «دیوارکوب سرخ» نیز ترجمه کرده‌اند.
زمانی که پاریس در اشغال نازی‌ها بود و جنبش مقاومت با آنها مبارزه می‌کرد، تعداد محدودی از پارتیزان‌های اسپانیایی مجاری، لهستانی و ارمنی که عاقبت دستگیر و اعدام شدند همراه فرانسوی‌ها علیه نازی‌ها مبارزه می‌کردند.
اشغالگران نازی بعد از دستگیری این افراد با تبلیغات وسیع آنان را تروریست و خائن به فرانسه معرفی کردند و آفیش‌هایی با عکس پارتیزان‌ها روی در و دیوار ِ خیلی از دیوارهای فرانسه چسباندند که بعداً به آفیش سرخ مشهور شد که به قول آراگون مثل لکه‌های خونی بر دیوارها بود.
۲۲ نفر از آنان در سال ۱۹۴۴ تیرباران شدند و چند ماه بعد یک زن نیز گردن زده شد، چون مطابق قوانین آن موقع فرانسه، تیرباران زن‌ها ممنوع بود.
بعد از اعدام این افراد، آفیش‌های سرخ تا مدت‌ها روی در و دیوارها مانده بود... چون آراگون می‌گوید که در ساعات روز، عابران، به خصوص فرانسوی‌ها توجهی به این تصاویر نمی‌کردند... اما شب... در ساعات حکومت نظامی، انگشت‌های سرگردانی روی آفیش‌ها می‌نوشت که : این افراد جانشان را به خاطر فرانسه از دست داده‌اند.


من نام ترا می‌خوانم: آزادی!


اشتفان هرملین
برگردان: مجتبا کولیوند

برای پرنده­ی در بند
برای ماهی در تُنگ بلور آب
برای رفیقم که زندانی است
زیرا، آن چه می‌اندیشد را بر زبان می‌راند.
برای گُل­های قطع شده
برای علف لگدمال شده
برای درختان مقطوع
برای پیکرهایی که شکنجه شدند

من نام ترا می‌خوانم: آزادی!

شنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۹۰

برخیز ای داغ لعنت خورده!

گفته می‌شود تا امروز و در عصر ما دو ترانه ـ سرود وجود دارد که بیش از هر آهنگ و سرود دیگری در جهان خوانده و شنیده شده. اول آن بخش از سمفونی شماره 9 بتهوون است که سروده‌ای از «شیلر» شاعر آلمانی به نام «انسان‌ها» به صورت آواز جمعی یا کر می‌خوانند، و دوم سرود «انترناسیونال» است که با روز جهانی کارگر در اولین روز ماه می عجین شده.

این سرود به بیشتر زبان‌های دنیا ترجمه شده. نکتۀ قابل توجه‌ای که در برگردان این سروده وجود دارد این است که در تمامی ترجمه‌ها نه تنها معانی جمله‌های به کار رفته در آن همسان و با هم یکی‌ست، بلکه مفاهیم در قالب سیلاب‌های سرود هم‌خوان و بر یک قرار هستند. به این معنا که اگر گروهی متشکل از چندین نفر با چند زبان مختلف این سرود را همزمان با هم، ولی به زبان رسمی خودشان به شکل کر بخوانند، برای کسی که می‌شنود اجرایی یک‌دست و واحد جلوه خواهد کرد. اما راستی این سرود در اصل به چه زبانی سروده شده است؟ مناسبت آن چه بوده و خالق آن کیست؟

گرچه امروزه به دلیل توسعۀ ماشینی و مکانیزه شدن کارخانجات تولیدی و صنتعی، رشد نرخ بیکاری در جهان چنان افزایش یافته که دیگر شعار اصلی روز جهانی کارگر، یعنی «کارگران جهان متحد شوید!» کم‌رنگ می‌نماید، ولی به حرمت خون‌های گرمی که صرف زمزمۀ این سرود کارگری به خاک ریخته شده، و یاد آنهایی که جرم به سیاه‌چال کشیدن و زندان نشستن‌شان فقط خواندن این سرود بوده و هست، مختصری در معرفی و تاریخچۀ «سرود انترناسیول» و کمی هم در سابقۀ «روز جهانی کارگر» را اینجا می‌آوریم.

پنجشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۹۰

باب دیلن

باب دیلن کیه؟
باب دیلن خواننده، شاعر و آهنگساز معروف آمریکاییه که در سال ۱۹۴۱ میلادی به دنیا اومد. باب دیلن منتقدیه جسورکه باکلام تلخ و کنایه آلود، به زبان اعتراضی نسل جوان زمان خودش تبدیل شد.
بیشتر معروفیت باب دیلن مربوط میشه به دهه ۶۰ میلادی، زمانی که شعرهای آهنگهاش تبدیل شد به زبان موسیقیایی جنبش حقوق مدنی آمریکا، جنبشی با هدف به دست آوردن حقوق برابر برای تمامی شهروندان آمریکایی، مخصوصا سیاه پوستهای آمریکا.
یکی از آهنگهایی که به سمبل این جنبش تبدیل شد، آهنگ "Blowin' In The Wind" بود که مضمون شعر در اعتراض به تبعیض نژادیه.
تولد دیلن
باب دیلن وقتی به مدرسه می رفت، خودش نوازندگی گیتار و سازدهنی را یاد گرفت. در سال 1959 وقتی به دانشگاه رفت، بيشترین میزان وقت خودش را در قهوه خانه صرف نواختن و آواز خواندن می کرد.